X
تبلیغات
دنیای درونی
شعري از فريدون مشيري:


یاد من باشد فردا دم صبح

جور دیگر باشم

بد نگویم به هوا،  آب ، زمین

مهربان باشم،  با مردم شهر

و فراموش کنم،  هر چه گذشت

خانه ی دل،  بتکانم ازغم

و به دستمالی از جنس گذشت ،

بزدایم دیگر،تار کدورت، از دل

مشت را باز کنم، تا که دستی گردد

و به لبخندی خوش

دست در دست زمان بگذارم

یاد من باشد فردا دم صبح

به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم

و به انگشت نخی خواهم بست

تا فراموش، نگردد فردا

زندگی شیرین است، زندگی باید کرد

گرچه دیر است ولی

کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ،شاید

به سلامت ز سفر برگردد

بذر امید بکارم، در دل

لحظه را در یابم

من به بازار محبت بروم فردا صبح

مهربانی  خودم، عرضه کنم

یک بغل عشق از آنجا بخرم

یاد من باشد فردا حتما

به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم

بگذرم از سر تقصیر رفیق ، بنشینم دم در

چشم بر کوچه بدوزم با شوق

تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل مارا با خود

و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست

یاد من باشد فردا حتما

باور این را بکنم، که دگر فرصت نیست

و بدانم که اگر دیر کنم ،مهلتی نیست مرا

و بدانم که شبی خواهم رفت

و شبی هست، که نیست، پس از آن فردایی

+ نوشته شده در  شنبه 9 فروردین1393ساعت 0:42 قبل از ظهر  توسط بابایی  | 
يا مقلب القلوب و الابصار. يا مدبر اليل و النهار. يا محول الحول و الاحوال. حول حالنا الي احسن الحال.

بارالها، عیدی همه ما را عاقبت بخیری، هوشیاری، ظرفیت، دانایی، معرفت و چشیدن طعم رضایت و فلاحت قرار بده.

آمین یا رب العالمین

سال نو بر همه دوستان و عزیزانم مبارک. 


+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 اسفند1392ساعت 6:59 قبل از ظهر  توسط بابایی  | 
زمین می چرخد!!!!!!!

اما می دانستید که قبلا نمی چرخید؟!!!!

خوب آخه یک روز گالیله در حضور همه مردم اعتراف کرد که زمین نمی چرخد.............

البته می گویند قبلش یکبار گفته بوده که می چرخد.....................

خوب، معلومه دیگه اون گفته اولش (زمین می چرخد) اصلا اهمیتی نداره مهمه اینه که کدوم حرفش با خواسته های مردم منطبق بوده و با طبع اونها سازگار...............

به نظرتون الان چندتا مثل گالیله هایی هستند که کلام دومشان پر رنگتر از کلام اولشان است؟؟؟؟

و به نظرتون برای انسانهای دانا، فهمیده، سالم و دانشمند کدامین گویش گالیه درسته؟؟؟؟

خوب پس نتیجه می گیریم که زمین نمی چرخد......

و چه دلیلی محکمتر از اعترافات گالیله...........

البته گالیه شانس آورد در اون زمان امکان مونتاژ یا صدا گذاری و ........ نبوده و الا نه تنها زمین نمی چرخید بلکه ..........

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 بهمن1392ساعت 10:38 بعد از ظهر  توسط بابایی  | 

www.babaee-books.com

دنیا هم چون کوهستانی است که هر کس آوای حسی و درونی خود را به صورت وقایع روزمره مشاهده می کند. در این بین گاهی امتحانهایی از جانب خدا برای بندگانش مهیا می شود. هر کس که در این امتحانات پیروز بیرون بیاید بهشت دنیا و آخرت پاداش او خواهد بود و هر کس به نفس خود ببازد جهنم دنیا و آخرت نتیجه آن خواهد بود.

نوع زندگی، محل زندگی، دوستان و خانواده خوب، آرامش و شادابی حاکم بر ذهن و درون آدمها بهشتهایی دنیایی هستند که به بهشت عقبا منتهی می شوند.

و باز نوع زندگی، محل زندگی، دوستان و خانواده بد دهن، بد بین و عصبی و ناهنجار، نا آرامی ذهن، نداشتن نشاط و آرامش، افسردگی و ...... نمونه هایی از جهنم های دنیا هستند که به جهنم آخرت نیز منتهی می شودند.

حقا که وعده خدا حق است و صابرین هم در دنیا در بهشت در کنار هم شادان و خرامانند و هم در آخرت.

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 آبان1392ساعت 7:54 بعد از ظهر  توسط بابایی  | 
ربنا و لا تحملنا ما لا طاقه لنا به

(پروردگارا، آنچه طاقت تحمل آن را نداریم بر ما مقرر مدار)

واعف عنا واغفر لنا و ارحمنا

(آثار گناه را از ما بشوی و ما را ببخش و در رحمت خود قرار بده)

ربنا لا تواخذنا ان نسینا او اخطانا

(پروردگارا، اگر ما فراموش یا خطا کردیم ما را مواخذ مفرما)

آمین یا رب العالمین

www.babaee-books.com

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 تیر1392ساعت 11:19 قبل از ظهر  توسط بابایی  | 
به نظر شما اگر اسلام با معنی سلامتی معرفی می شد پاسخ سوالات زیر چه می شد و با معنی تسلیم چی؟

1. در جوامع اسلامی حکم تنباکو، سیگار، توتون، پیپ و امسال اینها چه بود؟

2.بهداشت محیط زیست و همینطور تمیزی و آراستگی محله ها، خانه ها، ظاهر مسلمانها و ....... چگونه بود؟

3.اندیشیدن و سوال پرسیدن چه جایگاهی پیدا می کرد؟

4. چه چیزهای دیگری تغییر می کرد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 اردیبهشت1392ساعت 7:2 قبل از ظهر  توسط بابایی  | 
در اینجا سوالی که برایم مطرح می شود این است که چرا اسلام به معنای لغتی خودش یعنی: راه و روش سالم کردن معرفی نشده؟ و تاکید بسیار زیادی بر تسلیم شده؟ تازه آن هم در معنای عامیانه؟ شاید ما به معانی اشراف نداریم اما من تمامی لغتنامه ها و دستورهای زبان عربی را زیر و رو کردم و چیزی نیافتم.

برای رفع هرگونه شبهه از همه کسانی که به لغت ولغت شناسی اشراف دارند می خواهم که اگر نظر علمی منطبق بر لغت شناسی و یا دستور زبانی دارند بیان کنند سپس ما به تحلیل و ادامه مطلب بپردازیم.

+ نوشته شده در  جمعه 16 فروردین1392ساعت 7:52 قبل از ظهر  توسط بابایی  | 

به نقل از کتاب :اسلام، سلامتی یا تسلیم- نوشته -م.ب

اسلام  - دین  تسلیم و برده گی   یا   سلامت و آزاده گی؟ 

 -      اسلام...........

-      دین تسلیم و اطاعت محض؟

-      یا دین سلامت و دانایی محض؟

-      اسلام، دین رعب و وحشت..... جهل و نادانی..... غم و اندوه؟

-      یا دین شادی و دانایی........ علم و معرفت............... صلح و آرامش؟

اسم بارزترین و بزرگترین مشخصه یک مکتب است. زیرا ما با آن به محتوای مکتب نگاه می کنیم. اغلب ادیان به نام بنیانگذار یا مکان شکل گیریشان نامگذاری شده اند مثل "مسیحیت" که به نام پیامبر آن قوم و"یهود" بنام مکانی بوده که دین یهود در آنجا شکل گرفته است. اما اسلام دینی است که به اعتقاد مسلمانان و به تایید قرآن نام آن را خود خداوند مشخص کرده  است:

-      وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ- سوره آل عمران آیه 85 (و هر کس پیروی کند از دینی غیر از اسلام، از او پذیرفته نخواهد شد و در آخرت از ناقص شده گان و کم شده گان خواهند بود)

-      الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً- سوره مائده آیه 3 (امروز دينتان را برای شما كامل کردم  و نعمت خود بر شما تمام كردم و اسلام را دين شما برگزيدم).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 فروردین1392ساعت 5:27 بعد از ظهر  توسط بابایی  | 
چاپ سری چهارم کتاب

http://www.mohammadbabaee.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 بهمن1391ساعت 10:25 بعد از ظهر  توسط بابایی  | 
تعدادی موش آزمایشگاهی رو به استخر آبی انداختند و زمان گرفتند تا ببینند چند ساعت دوام میارند،
حداکثر زمانی رو که تونستند دوام بیارند 17 دقیقه بود.
سری دوم موشها رو با توجه به اینکه حداکثر 17 دقیقه می تونند زنده بمونند به همون استخر انداختند
،
اما این بار قبل از 17 دقیقه نجاتشون دادند.
بعد از اینکه زمانی رو نفس تازه کردند دوباره اونها رو به استخر انداختند.
حدس بزنید چقدر دوام آوردند؟
26 ساعت !!!!!!!!!!!!
پس از بررسی به این نتیجه رسیدند که علت زنده موندن موش ها این بوده که اونها امیدوار بودند تا دستی باز هم اونها رو نجات بده و تونستند این
 همه دوام بیارن.

+ نوشته شده در  جمعه 12 آبان1391ساعت 0:49 قبل از ظهر  توسط بابایی  | 

می گویند آنان که در بیابان ها در تاریک ترین شبها گم می شوند ، نور شمعی از فواصل بسیار دور 30 40 کیلومتری می تواند راهنمای آنها باشد
الهی............
در تاریک ترین شبهای دنیا حیرانیم ............
بارزترین خصوصیت وجودی مان نادانی و جهل است 
و بارزترین حسمان " من می دانم  " و " به نظر من  " و " بر اساس باورهای من " است
در تاریک ترین شبهای دنیا حیرانیم ...............
و فانوس کوچکی به اسم "من" را آنقدر نزدیک به چشمانمان نگه داشته ایم که نور آن چشمانمان را کور کرده ، و نه تنها جلوی پای
الهی...........

 خویش را نمی توانیم ببینیم.........

بلکه تنها روزنه های نوری که در این ظلمات دنیا برای هدایتمان قرار داده ای را نمی بینیم.........

الهی...........

از این فانوس کوچک خویش به نور عشق تو پناه می بریم.......

الهی ....... 

شادیمان امید به هدایت تو.......

آرامشمان تکیه بر رحمت تو........

و اطمینان ما به معرفتی است که به ما ارزانی داشتی، باشد که قدرشناس آن باشیم..... 

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 آبان1391ساعت 7:26 بعد از ظهر  توسط بابایی  | 
تحقیقی از"ریچارد وایزمن"روانشناس دانشگاه هارتفورد شایر...

چرا برخی مردم بی‌وقفه در زندگی شانس می‌آورند درحالی که سایرین همیشه بدشانس هستند؟
مطالعه برای بررسی چیزی که مردم آن را شانس می‌خوانند، ده سال قبل شروع شد. می‌خواستم بدانم چرا بخت و اقبال همیشه در خانه بعضی‌ها را می‌زند، اما سایرین از آن محروم می‌مانند. به عبارت دیگر چرا بعضی از مردم خوش‌شانس و عده دیگر بدشانس هستند؟
آگهی‌هایی در روزنامه‌های سراسری چاپ کردم و از افرادی که احساس می‌کردند خوش‌شانس یا بدشانس هستند خواستم با من تماس بگیرند. صدها نفر برای شرکت در مطالعه من داوطلب شدند و در طول سال‌های گذشته با آنها مصاحبه کردم، زندگی‌شان را زیر نظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمایش‌های من شرکت کنند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 22 مهر1391ساعت 4:18 قبل از ظهر  توسط بابایی  | 
آه چه وادیست این دنیا؟.....

دانایی و معرفت لق لقه سالکانش است و منطق لق لقه اندیشمندانشان......

اما ندیدم انسانی را که داناییش به او آرامش بدهد.......

 آنگاه که حسهایش او را بسوی جهنمهای درونی می کشاند......

و ندیدم مردمی را که منطق بتواند حسی از حسهایشان را تعدیل کند وقتی که برانگیخته شده باشند...

انگار دنیا مورد حمله سپاه حسها و جهل قرار گرفته و دانایی و معرفت برای همیشه اسیر منگی ادارک آدمیان شده....

که اگر چنین نبود همانا آدمیان را دانستهایشان به فلاحت می رساند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1391ساعت 5:21 بعد از ظهر  توسط بابایی  | 
حضرت علی (ع):

هر گاه خواستی راه حق را بشناسیِ کسانی را بشناس که از آن بیرون آمده اند.

سخنی از بزرگان:

انسان های بزرگ ، در باره عقاید سخن می گویند
انسان های متوسط ، در باره وقایع سخن می گویند
انسان های کوچک ، پشت سر دیگران سخن می گویند ...

و

انسان های بزرگ ، عظمت دیگران را می بینند
انسان های حقیر و کوچک ، عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند...

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 شهریور1391ساعت 8:3 بعد از ظهر  توسط بابایی  | 
روزها فکر من این است و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود

به کجا می روم آخر ننمایی وطنم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 5 شهریور1391ساعت 7:59 بعد از ظهر  توسط بابایی  | 
بعضی ها میگند: هر جا که روی آسمان همین رنگ است....!!!

اما مگه ما تو آسمان زندگی می کنیم؟

ما روی زمین زندگی می کنیم.......

اما همه اونهایی که دنیا دیده و بصیر هستند شاهدند که آسمان هیچ جا عین هم نیست.

آری نه آسمان و نه زمین در هیچ نقطه ای عین هم نیست و این شعار برای آن است که از هجرت انسانهای مظلوم و راست کردار جلو گیری بشه تا هجرت نکنند و در جهلستان بمانند و بپوسند تا عده ای ظالم بر آنها تسلط پیدا کنند.....

اما دانایان واقعی، آنهایی که به نور معرفت الهی روشنی یافتند همگی رفتند و رستند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 شهریور1391ساعت 3:56 قبل از ظهر  توسط بابایی  | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 تیر1391ساعت 10:48 قبل از ظهر  توسط بابایی  | 
با سلام

در جواب یکی از دوستانی که سوال کرده بود:

کتاب ـ راز رشدآگاهی ـ و ـ دنیای درونی ما ـ تالیف هستند نه ترجمه و برای تهیه با کیفیت عالی می توانید به آدرس کتاب فروشی قید شده مراجعه شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 فروردین1391ساعت 0:5 قبل از ظهر  توسط بابایی  | 

يا مقلب القلوب و الابصار يا مدبرالليل و النهار يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال

سال نو بر همه دوستان مبارک، انشا الله امسال هم در سایه لطف حضرت حق مثل سال قبل سالی پر برکت و شادی و نشاط داشته باشید. 

خدایا عشق و معرفتت را هدیه امسال ما عنایت بفرما، که انسان بدون معرفت همچون کوریست در ظلمات.  

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 اسفند1390ساعت 9:22 بعد از ظهر  توسط بابایی  | 
+ نوشته شده در  شنبه 13 اسفند1390ساعت 8:15 بعد از ظهر  توسط بابایی  | 
دانلود رایگان کتاب (راز رشد آگاهی) و (دنیای درونی ما) 

http://www.upitus.net/wqctrkofx5u1

http://www.upitus.net/qqbxypxpyypc

برای تهیه کتاب به آدرس زیر مراجعه نمائید:

تهران، زیر پل کریمخان، خانه فرهنگ و هنر گویا

+ نوشته شده در  جمعه 28 بهمن1390ساعت 8:48 قبل از ظهر  توسط بابایی  | 
هیچ موجودی برای کامل شدن به این دنیا، یا دنیاهای دیگر نیامده بلکه برای هدفی آفریده شده که شکل، ساختار و دنیای مورد ادراکشان در راستای آن هدف بنا شده است. و هدایت یعنی:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 بهمن1390ساعت 11:42 بعد از ظهر  توسط بابایی  | 

ما اینگونه می پنداریم که به دنیا آمدیم تا به کمال برسیم اما:

کمال هر موجودی علی‌الخصوص انسان در چیست؟

- اصلاً چه لزومی هست که موجودات کمالی غیر از آنچه که هستند را دنبال کنند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 بهمن1390ساعت 0:19 قبل از ظهر  توسط بابایی  | 
این روزا همه برای هدایت شدن هم دعا می کنند چون خود را هدایت یافته و بقیه را گمراه می دانند.

می خوام بحثی را در باب هدایت شروع کنم و هر نظری که در آن خصومت و غرض ورزی نباشد را نیز به نمایش خواهم گذاشت.

بحث را با این پرسش شروع می کنم:

۱. هدایت چیست؟

۲. آیا انسان نیاز به هدایت دارد؟

۳. چرا انسان نیازمند به هدایت آفریده شد؟

۴. چرا هر انسانی خود را هدایت یافته و مابقی را گمراه، کافر، شیطان و ....... می داند؟

در باره این پرسشها من فقط هفته ای یکبار مطلب خواهم گذاشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 10:42 بعد از ظهر  توسط بابایی  | 
حکایت اینگونه آغاز میشود که دو دوست قدیمی از بیابانی عبور می کردند . در حین سفر ، برسر موضوع کوچکی بحث میکنند و کار به جایی میرسد که یکی کنترل خشم خود را از دست میدهد و سیلی محکمی به صورت دیگری میزند .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 6 دی1390ساعت 11:48 بعد از ظهر  توسط بابایی  | 
برای خوشبختی به چه جیزی نیاز داریم؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آبان1390ساعت 11:1 قبل از ظهر  توسط بابایی  | 

انسان های بزرگ ، در باره عقاید سخن می گویند
انسان های متوسط ، در باره وقایع سخن می گویند
انسان های کوچک ، پشت سر دیگران سخن می گویند ...

و

انسان های بزرگ ، عظمت دیگران را می بینند
انسان های کوچک ، عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 مهر1390ساعت 9:53 بعد از ظهر  توسط بابایی  | 
مرد جوانی کنار نهر آبی نشسته بود ، و غمگین و افسرده به سطح آب زل زده بود .مرد سالخورده ای از آنجا می گذشت . او را دید و متوجه حال پریشانش شد ، و کنارش نشست ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 4 مهر1390ساعت 0:12 قبل از ظهر  توسط بابایی  | 

خداوندا

    ما را در تغییر چیدمان حسیمان یاری کن و هر گاه از روی فهم خودمان که به دلیل حس های پرتکرار وجودمان محدود شده است چیزی را خواستیم که با مقتضیات تدبیر تو هماهنگ نبود، چیزی از علم خود بر ما بنما که آن وجه نا همخوان وجود ما را یکسره آب معرفت بشوید و چیزی در جان ما باقی بگذارد که آن را رضا به رضای حق تعالی گویند...........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 4 مهر1390ساعت 0:4 قبل از ظهر  توسط بابایی  | 
به راستی که دنیا وادی تودرتوی پنهان شدن ما از خویشتن است...
     انسان همه چیز را به تناسب حس های غالب در وجودش درک می کند و می فهمد، بر همین اساس حس های درونی قالب و پرتکرار برای هر فرد دریچه اوست به فهم جهان...هرچه این دایره تنگتر باشد و حس های نامبارک و ناخوشایند در میان باشد فهم او هم از زمین وزمان معنای دور و کدری می یابد...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 4 مهر1390ساعت 0:1 قبل از ظهر  توسط بابایی  |